۶ نتیجه برای اقتصاد رفتاری
فرهاد رهبر، محمود متوسلی، میثم امیری،
دوره ۱۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
امروزه برای اغلب ناظران مسایل اقتصادی از درون و بیرون این علم، اصطلاح «علم اقتصاد» با مفاهیم اقتصاد نئوکلاسیک مترادف گردیده است و به بیان دیگر این روش کاری، اقتصادهای نئوکلاسیک است که اصول علم اقتصاد را تعریف میکند. اما به رغم این سلطه و با وجود تمامی دستاوردهای بدیهی، اقتصاد نئوکلاسیک در تمام طول عمر خود همواره با جریانی پایدار از انتقادها و پیشنهاداتی در خصوص روشهای جایگزین و رویکردهای روشمند روبهرو بوده است. یکی از این رویکردها اقتصاد رفتاری می-باشد. طرفداران این اقتصاد ادعا میکنند که با بهرهگیری از بنیانهای روانشناسی و اجتماعی، واقعگرایی تجزیه و تحلیلهای اقتصادی را افزایش داده و ویژگیهای خاص این علم (بینش تئوریک، پیشبینی پدیدهها و سیاستهای مناسب) را بهبود -بخشیدهاند. این اقتصاددانان بیان میدارند که اگرچه اقتصاد کلاسیک در ابتدا عیناً به بنیانهای روانشناسی علاقهمند بوده، اما این علاقه پس از آن سالها رو به افول گذاشته و حتی در برهههایی به تضاد با این اصول منجر شده است. اما اقتصاددانان رفتاری با بهرهگیری از مطالعات پیشگامانه کاتونا و هربرت سایمون و پس از آن مطالعات کاهنمن و تورسکی و غیره بار دیگر توانستهاند پیوندی دوباره میان این دو دسته برقرار نمایند. پیوندی که هر یک از این اندیشمندان حوزه بسیار محدودی از آن را جلو بردهاند و به منظور برقراری ارتباطی تنگاتنگ و سیستماتیک و در واقع دستیابی به یک «پارادایم» غالب راه طولانی را پیش رو دارد.
فرهاد رهبر، میثم امیری،
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
اقتصاد متعارف براساس فرضی هها و اصولی بنا نهاده شده که به تئور یها و مد لهای
آن این امکان را م یدهد که پدید ههای اطراف خود را به صورت بسیار ساد هشد های تحلیل
و بررسی کند. اما در این میان، بررسی این اصول و فروض در جهان واقع نشان م یدهد
که بسیاری از این فروض و مد لهای ارائ هشده بر مبنای آن، در جهان واقع و بر اساس
مطالعات تجربی رد م یشوند. این مهم زمینه انتقادهای گسترده و متفاوت را بر روی رویکرد
اقتصاد متعارف فراهم آورده و سبب شده بازنگری اساسی در خصوص چارچو بهای کلی و
ایدئولوژیک این اقتصاد صورت گیرد و رویکردهای بدیل در حوزه اقتصاد مطرح شوند. یکی
از این رویکردهای بدیل، اقتصاد رفتاری است. براین اساس در این مقاله ضمن مروری گذرا
بر رویکردهای اصلی سیاستگذاری در حوزه اقتصاد به اصول لازم جهت تبیین سیاستگذاری
عمومی براساس رویکرد اقتصاد رفتاری نظیر توجه به تصمی مگیر یهای شهودی ۲، اهمیت
رفتارهای اجتماعی، اهمیت باورها و عقاید و... اشاره شده است و بیان م یشود که مد لهای
سیاستگذاری در اقتصاد بسیار پیچید هتر و گسترد هتر از آن است که در مد لهای متعارف
در نظر گرفته م یشود.
پروین تشکری صالح، مهدی خداپرست مشهدی، مهدی فیضی،
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
شواهد قوی وجود دارد که نشان میدهد نرخ ترجیح زمانی، به تاخیر زمانی و دوری و نزدیکی گزینهها در زمان حال حساسیت دارد و نرخ ترجیح برای دورههای دورتر، کمتر از زمانهای نزدیک است. به بیان دیگر، افراد در رفتار بیندورهای خود به سمت اکنون تورّش دارند. هدف از این پژوهش، آزمودن این فرضیه است که نبود اطلاعات کافی نسبت به آینده، باعث میشود تا هزینۀ مبادله پسانداز (مصرف در دورۀ آینده) بیش از هزینۀ مبادله مصرف در زمان حال باشد؛ از اینرو، افراد دچار ناسازگاری زمانی میگردند. برای آزمون این فرضیه، پس از بررسی نظری موضوع، اقدام به بررسی این فرضیه با روش آزمایشگاهی شده است. امروزه، روشهای آزمایشگاهی گوناگونی برای اندازهگیری این ترجیحها مورد استفاده قرار میگیرد. در این پژوهش، پارامترهای ترجیح زمانی افراد با دو روش متداول «بودجه زمانی محدب» با فرض یک تابع مطلوبیت «ریسکگریزی نسبی ثابت» و «فهرست قیمتی چندگانه» با فرض تابع مطلوبیت خطی اندازهگیری، و نتایج با یکدیگر مقایسه شدهاند. نتایج نشان میدهند که در آزمایش بودجۀ زمانی محدب نسبت به فهرست قیمتی چندگانه، افراد، اکنونگرایی کمتری نشان میدهند. همچنین، در هر دو روش، افرادی که اطلاعات ناقصتری در مورد نحوه و زمان پرداختها دریافت میکنند، دچار ناسازگاری زمانی بیشتری میشوند.
امالبنین جلالی، زهرا نصراللهی، مجید هاتفی مجومرد،
دوره ۲۳، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
هوش اخلاقی از عوامل اثرگذار بر عملکرد افراد در فعالیتهای تیمی است که میتواند به کاهش سطح چرخش انگیزهها در میان اعضای تیم منجر شود. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا در محیطی آزمایشگاهی و با استفاده از بازیهای همزمان و متوالی، به بررسی اثرهای هوش اخلاقی بر عملکرد افراد و رخداد چرخش انگیزهها در میان اعضای تیم بپردازد. بنابراین، ۱۸۲ نمونه از دانشجویان دانشگاههای یزد انتخاب شدند که هر کدام ۱۲ بازی (۶ بازی متوالی و ۶ بازی همزمان) انجام دادند، که در مجموع ۲۱۸۴ مشاهده جمعآوری شد. نتایج به دست آمده در دو سطح فردی و گروهی طبقهبندی شدند؛ که نتایج سطح فردی نشان دهنده اثرگذار نبودن هوش اخلاقی بر چرخش انگیزهها، و نتایج سطح گروهی حاکی از اثرگذاری هوش اخلاقی بر چرخش انگیزههاست. در سطح تیمی نتایج نشان می دهد که ارتباط بین هوش اخلاقی و چرخش انگیزهها معکوس است؛ بدین معنی که با افزایش هوش اخلاقی میزان چرخش انگیزهها در فعالیت تیمی کاهش می یابد.
مسعود محمدی الموتی،
دوره ۲۶، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده
مفهوم رفتار عقلایی برای علم اقتصاد و توضیح آن درباره سازوکار (مکانیسم) بازار و تعادل عمومی اهمیت اساسی دارد. از سوی دیگر، بین محدودیت عقلانیت و ایده یادگیری از خطا ارتباط منطقی وجود دارد. این مقاله با توضیح مفهوم رفتار عقلایی در اقتصاد نئوکلاسیکی و ارتباط آن با فرضیه انتظارات عقلایی به دو پرسش پاسخ می دهد: آیا یادگیری از خطا نقشی در مفهوم نئوکلاسیکی رفتار عقلایی دارد؟ اگر نه، آیا ایده یادگیری از خطا می تواند کمکی به توسعه مفهوم رفتار عقلایی در علم اقتصاد کند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، معنای انتخاب عقلایی که در اقتصاد نئوکلاسیکی طرح شده و نقدهایی که بر آن توسط نظریه های انتخاب تحت شرایط نااطمینانی و اقتصاد رفتاری وارد شده است، مورد بررسی قرار می گیرند. سپس، استفاده عقلایی از اطلاعات و ارتباط آن با مفهوم رفتار عقلایی مطرح می شود و مسئله یادگیری از خطا در این چارچوب مورد واکاوی قرار می گیرد. در نهایت، نظریه عقلانیت پوپر به عنوان «باز بودن به نقد» و یادگیری از خطا در قالب حدس و ابطال مطرح می گردد و از نقدهای دو اقتصاددان اتریشی، یعنی هایک و کریزنز، درباره مفهوم نئوکلاسیکی رفتار عقلایی برای تفهیم این مطلب که نظریه عقلانیت پوپر می تواند معنای رفتار عقلایی را در علم اقتصاد توسعه دهد، بهره گرفته می شود.
وحیده احمدی، روح اله شهنازی، کریم اسلاملوییان، احمد صدرایی جواهری،
دوره ۲۶، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده
مالیات به عنوان مهمترین منبع درآمدی دولتها و یکی از ابزارهای سیاستی در سیاستگذاری های توسعه نقش کلیدی ایفا مینماید. در این پژوهش، تکامل مدلهای مختلف فرار مالیاتی از رویکرد نئوکلاسیک تا اقتصاد رفتاری و سیر تکاملی مدلها و چالشها و نتایج تجربی به دست آمده از این مدلها مورد بررسی قرار گرفته و پیش فرض متغیرهای موثر بر فرار مالیاتی در هر یک از مدل ها استخراج و تحلیل شده است. سپس با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی با توجه به نظرات متخصصان حوزه مالیاتی عوامل موثر بر فرار مالیاتی در مدل های مختلف رتبه بندی می شود تا مشخص شود که مدل بهتر برای توضیح و سنجش عوامل موثر بر فرار مالیاتی در ایران کدام است. نتایج نشان می دهد که عدم ثبات ترجیحات، زیان گریزی، و ابهام گریزی از عوامل اصلی تاثیرگذار بر فرار مالیاتی هستند. همچنین، پیش فرض رفتاری عقلایی و سازگاری رفتاری کمترین درجه توضیح دهندگی فرار مالیاتی را در ایران دارد. بر اساس نتایج به دست آمده، در تحلیل و سنجش فرار مالیاتی در ایران نیاز به اصلاح پارادایم به سمت مدل های اقتصاد رفتاری است.