انرژی برق در کنار سایر حامل های انرژی، نقش موثری در تولید و مصرف دارد و روز به روز اهمیت زیادی در فرآیند تصمیم گیری اقتصادی و اجتماعی ایفا می کند. هدف از ارائه این مقاله، تخمین تقاضای برق در بخش خانگی به عنوان یکی از بخش های مهم مصرفی و برآورد کشش های قیمتی و درآمدی در کوتاه مدت و بلندمدت می باشد. برای این منظور، از داده های تلفیقی استفاده شده است. نتایج حاصل از برازش مدل تقاضا نشان می دهد که کشش قیمتی و درآمدی تقاضا در کوتاه مدت، به ترتیب ۹۷%- و ۱۱/۰ می باشد و این شاخص در بلندمدت، به ترتیب، ۳۶/۱- و ۱۵۵/۰خواهد بود. همچنین کشش متقاطع قیمتی معادل ۳۱۵/۰ می باشد که مبین این است که انرژی برق و سوخت های جایگزین وضعیت جانشینی با یکدیگر دارند. به علاوه، می توان دریافت که تقاضای برق خانگی عمدتاً متأثر از سیاست های قیمتی است تار درآمدی و کشش های یاد شده در کوتاه مدت و بلندمدت گویای این مطلب است. به عبارت دیگر، قیمت نقش موثرتری در مقایسه با درآمد در تقاضای برق خانگی دارد.
بازنشر اطلاعات | |
![]() |
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution 4.0 International License قابل بازنشر است. |